باوهاوس آلمان

باوهاوس
باوهاوس (آلمانی: Bauhaus، به معنی: خانه معماری) نام یک مدرسهٔ معماری و هنرهای کاربردی در آلمان بود که از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳ به پرورش هنرمندان پرداخت و نقش مهمی در برقراری پیوند میان طرح و فن ایفا کرد. آموزه‌های آن پیش و پس از انحلال به عنوان یکی از نمادهای دوران مدرن شناخته شد و در سال‌های بعد نیز پیروانی داشت. در نهایت این آموزه‌ها شکل یک جنبش هنری را به خود گرفت که از جریانات مهم و تأثیرگذار قرن بیستم محسوب می‌شود.

مدرسه باوهاوس در سه شهر آلمان، در سه دوره زمانی (وایمار از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۵، دسائو از ۱۹۲۵ تا ۱۹۳۲ و برلین از ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۳) و تحت مدیریت سه معمار (والتر گروپیوس از ۱۹۱۹ تا ۱۰۲۷، هانس مه یر از ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۰ و لودویگ میس ون دروهه از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳) به فعالیت پرداخت.

 

رزیدنس وورتسبورگ آلمان

رزیدنس وورتسبورگ
رزیدنس وورتسبورگ (به آلمانی:( Würzburger Residenz ساختمانی با معماری باروک است که در مرکز شهر وورتسبورگ قرار دارد. ساخت این بنا در سال ۱۷۱۹ و در سال ۱۷۴۴ به صورت کامل پایان یافت. تزئینات داخلی بنا در سال ۱۷۸۱ تمام شد.

این بنا تا پایان دوران سرزمین‌های مقدس توسط سکولارها، محل اقامت کشیش اعظم وورتسبورگ بوده‌است. این بنا یکی از معروف‌ترین آثار باروک در جنوب آلمان و در بعد اروپایی یکی از آثار باروک متاخر در نظر گرفته می‌شود. از نظر ارزش هنری این اثر با کاخ شون‌برون در وین و کاخ ورسای در پاریس قابل مقایسه است. در سال ۱۹۸۱ رزیدنس و بناهای اطراف آن توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی شناخته شدند.

علت انتخاب این بنا توسط یونسکو، یکتا بودن آن میان توسط تمامی کاخ‌های باروک، طراحی منحصر به فرد و چندملیتی آن، ترکیب معماری اروپای باروک بود.

کلیسای جامع کلن آلمان

کلیسای جامع کلن
کلیسای جامع کلن (آلمانی:(Kölner Dom، نام رسمی:( Hohe Domkirche St. Peter und Maria) در کلن، با ۱۵۷ متر بلندی، دومین کلیسای بلند در کشور آلمان و سومین در کل جهان محسوب می‌شود. این بنا در سال(۱۹۹۶ میلادی) در رده میراث جهانی یونسکو قرار گرفته است. این کلیسا در قرن ۱۳ مادر و بزرگترین کلیسای آلمان به شمار می‌آمد.
ساخت این کلیسا در سال ۱۲۴۸ با معماری گوتیک آغاز گردید. ساخت این بنا تا سال ۱۸۸۰ ادامه داشته‌است. در طول این ۷۰۰ سال همهٔ سازندگان به نقشهٔ اصلی وفادار ماندند و این اثر خیره‌کنندهٔ گوتیک را برجای گذاشتند. وجود این کلیسا در عین حال نشان‌دهندهٔ قدرت طولانی مدت مسحیت در اروپا است. در این ساختمان مقبرهٔ سه پادشاه مقدس نیز قرار دارد. معماری آن به طور کلی نشان دهندهٔ معماری قرون وسطی است.
این بنا تا قرن ۱۹ بلندترین بنای ساخته شده به دست بشر بوده‌است. تالار اصلی آن ۷۰۰۰ مترمربع مساحت دارد و برج‌های آن ارتقاعی بالغ بر ۱۵۶ متر دارند.
این بنا در سال ۲۰۰۴ به علت ساخت ساختمان‌های آسمان خراش پشت سرش و از دست دادن یکپارچگی در فهرست میراث جهانی در خطر گرفت و تا سال ۲۰۰۶ و حل شدن این مشکل در این فهرست قرار داشت.

موزه یهود برلین آلمان

لیبسکیند در طراحی این موزه ۳ مسیر در نظر گرفته.این مسیرها از ۳ مفهوم ویرانی، سرگردانی و وجود سر چشمه می گیرند که در زندگی یهودیان آلمان همواره موجود بود. مسیر اول و دوم هیچ کدام به فضاهای نمایشگاهی نمی رسند و مسیر سوم یا همان “وجود” به گالری ها می رسد.
مسیر ویرانی به برج منتهی می شود که از دیگر اجزای ساختمان جداست. کف این قسمت پر است از صورتک های چدنی که بازدید کنندگان باید از رویشان عبور کنند و با پا گذاشتن روی آنها صدایی شبیه جیغ انسان شنیده می شود. خطوط روی بنا هم نشأت گرفته از نقشه شهر برلین و نشان دهنده محله های یهودی نشین و خیابان هایی است که در آنها اتفاق یا حادثه ای مهم و تاریخی مرتبط با یهودیان روی داده است.
مسیر سرگردانی از فضاهایی تشکیل شده که پنجره هایی به روبرو دارند. این مسیر ها و پنجره ها به چیز خاصی نمی رسند و هدف آنها القای مفهوم سرگردانی به بازدیدکنندگان است.
یکی از ورودی ها از داخل ساختمان کنار موزه است. این بنا در تضاد با ساختار در هم ریخته موزه قرار می گیرد.
بنای موزه بر امتداد خط شکسته*ای شکل گرفته است که بیان سرگذشت یهودیان در طول تاریخ است.
می توان در هم ریختن ستاره داوود را در فرم کلی این موزه دید و خوانش های متفاوتی از آن داشت.
شاید اشاره به باغ معلق کنار موزه هم خالی از لطف نباشد. نشانه ای که من هنوز نتوانستم برای آن معنایی بیابم! جز اینکه مکعبی از محور خود خارج شده و به صورت ناپایدار قرار گرفته. (باز هم ساختار شکنی)در بسیاری از صحنه ها، به یاد کسی می افتادم که شاید تجسم انسانی حس من از این فضا بود. “والتر بنیامین”. بابک احمدی در کتاب خاطرات ظلمت درباره بنیامین می نویسد: « بنیامین می خواست دریابد که تجربه درک ویرانی کدام است. آیا این ادراک به گونه ای چاره ناپذیر بازسازی خیالی ویرانه است؟ آیا همواره باید چنین فرض شود که چیزی وجود داشته و این ویرانه «بیانگر» آن چیز است و بعد سؤال شود که این بیانگری تا چه حد ممکن است؟ آیا راهی برای بازسازی ذهنی ویرانه وجود دارد؟ مصداق بنای خیالی ای که ساخته ایم کدام است؟ پرسش بنیامین همان مسأله ی قدیمی و پا برجای هرمنوتیک است: فهم گذشته ای که از میان رفته، ویران شده ، و دیگر جز تلی انباشته از تاویل های بعدی نیست، تا چه حد ممکن است؟
به خاطر ساختار هزارتویی نوشته های بنیامین که همواره سر نخ معنا در آنها گم می شود، می گوییم که او نیز از نخستین منادیان گسست و ویرانی بود.
انکار تداوم، و دل سپردن به جذابیت گسست ها و نامتداوم ها امروزی ترین جنبه ی آثار بنیامین است، و علت توجه و علاقه ای که شالوده شکنان به نوشته های او نشان می دهند…..»
علاوه بر اندیشه های بنیامین، زندگی و مرگ او نیز برایم تصویر شد. زندگی سرشار از شکست، فقر و پر از بدبیاری های شخصی. عشق های کوتاه و نافرجام، تنهایی ، مهاجرت اجباری ، آوارگیهای بی پایان و سر انجام خودکشی غم انگیز تنها بر اثر یک اشتباه!
« همچون کسی که در کشتی شکسته ای، از تیرکی در حال سقوط آویزان شده باشد. شاید، اما او از آنجا نشانه ای به رهایی را بازیابد». از نامه بنیامین به گرشوم شولم / ۱۷ آوریل ۱۹۳۱
ساختار های در هم ریخته، گوشه های شکسته ستاره داوود( که در حالت پایدار باید نماد امتزاج همه عناصر و جمع اضداد یا متحد شدن مکمل ها باشر)،کدامیک را می توان نشانه آتش و یا آب در نظر گرفت؟
در این موزه شکستن معنای نشانه ها و رسیدن به بی معنایی و در عین حال خلق معناهایی جدید و چند گانه را می بینیم. معنایی که یکی را به یاد والتر بنیامین و دیگری را به یاد آدورنو ، مرا به یاد آیشمن و استادم را به یاد کتاب “مرگ کسب و کار من است” بیندازد.
پایان سخن اینکه بسیار درباره ساختار و ضد ساختار دانسته ایم و خوانده ایم. و بسیاری اوقات ساختار را به ضد ساختار و معنا را به بی معنایی ترجیه داده ایم.(یا حداقل اینگونه یادمان دادند. وادارمان کردند اینگونه عمل کنیم) اما اگر یکجا و تنها یکجا برای برتری گسست و ویرانی بر ساختار وجود داشته باشد همین موزه است. چرا که نفس ایجاد آن برای فراموش نشدن بلایی است که زندگی مدرن و ساختارماشینی آن بر سر انسان آورد.

 نمایشگاه بین المللی اشتوتگارت آلمان

وایمار آلمان

وایمار
وایمار (به آلمانی: ( Weimar شهری است فرهنگی که در مرکز آلمان و در ایالت تورینگن واقع شده است. این شهر با حدود ۶۵٬۰۰۰ نفر جمعیت (بر اساس آمار سال ۲۰۰۷) در شمال جنگل تورینگن، شرق شهر ارفورت و جنوب غربی شهرهای لایپزیگ و هاله قرار دارد. اولین بار در سال ۸۹۹ از وایمار در متون تاریخی نام برده شده است.

وایمار همچنین به علت تأسیس جمهوری وایمار (۱۹۳۳-۱۹۱۹) در آن دارای اهمیت تاریخی است. دانشگاه وایمار با نام کامل دانشگاه باوهاوس وایمار (به آلمانی: Bauhaus-Universität weimar) عمدتاً در رشته‌های راه و ساختمان، معماری و هنر فعال است. یک دانشسرای عالی موسیقی به نام فرانتس لیست (Hochschule für Musik Franz Liszt) نیز در وایمار وجود دارد. در سال ۱۹۹۹ میلادی وایمار، توسط یونسکو، به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا انتخاب گردید.
وایمار یکی از مهم‌ترین شهرهای فرهنگی اروپا محسوب می‌شود. اقامت و فعالیت بسیاری از مشاهیر ادبی و فرهنگی آلمان همچون گوته، شیلر، هردر و یوهان سباستین باخ و موسیقیدانانی چون هومل (از شاگردان موتزارت) و فرانتس لیست در این شهر سبب افزایش اهمیت آن به عنوان یک مرکز فرهنگی در آلمان و اروپا بوده است. آرامگاه گوته (که بخشی از میانسالی و سالهای پایانی عمرش را در وایمار گذراند) و شیلر و همچنین گنجینه کتابهایشان در این شهر قرار دارد.

دوره تاریخ آلمان در بین سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳ را معمولاً با نام جمهوری وایمار می‌شناسند. در این سال‌ها تشکیلات دولتی از پایتخت، برلین، به وایمار انتقال یافته بود. دلیل این انتقال شورش‌های خیابانی مرسومی بود که بعد از انقلاب ۱۹۱۸ شهر برلین را به محلی ناامن برای برگزاری جلسات قانون گذاری تبدیل کرده بود. وایمار در کنار دسائو یکی از مراکز جنبش باوهاس بوده و خانه‌های هنر و گالری‌ها همچنین موزه‌ها و تئاتر ملی آلمان دانشگاه باوهاس و مدرسه موسیقی لیست بسیاری از دانشجویان، هنردوستان، موسیقیدانان، مهندسین و معماران را به سمت وایمار جذب می‌کنند.

   

ورزشگاه آلیانز آرنا

آلیانتس آرنا (به آلمانی:(Allianz Arena ورزشگاهی در شمال مونیخ، آلمان است. ظرفیت آن ۶۹٬۹۰۱ نفر است.
از آغاز فصل ۲۰۰۵/۰۶ به این طرف هر دو باشگاه معروف شهر مونیخ، بایرن مونیخ و مونیخ ۱۸۶۰، بازیهای خانگی را در این ورزشگاه بازی کرده‌اند. هر دو باشگاه پیش از این در ورزشگاه المپیک مونیخ بازی می‌کردند. بایرن مونیخ از ۱۹۷۲ و مونیخ ۱۸۶۰ از دهه ۹۰.
گروه آلیانز، گروه خدمات مالی، حقوق نام این ورزشگاه را تا سی سال خریداری کرده اما طبق قوانین فینا در طول جام جهانی ۲۰۰۶ نام ورزشگاه “استادیوم مونیخ جام جهانی فیفا” بود.

تاریخ
در ۲۱ اکتبر ۲۰۰۲ رای گیری انجام شد که آیا باید در این مکان و با امکانات شهر مونیخ، استادیوم جدیدی ساخته شود یا نه. حدود دو سوم رای دهندگان رای موافق دادند. آلترناتیو دیگری به جای ساختن این استادیوم بازسازی عظیم استادیوم المپیک بود اما معمار آن استادیوم، گوتهر بهنیش، با این مخالفت کرده بود.
کار ساخت و ساز از پاییز ۲۰۰۲ شروع شد و در اواخر آوریل ۲۰۰۵ به اتمام رسید. ساخت استادیوم باعث شد تغییراتی اساسی در منطقه داده شود.
در ۳۰ مه ۲۰۰۵ مونیخ ۱۸۶۰ بازی ای نمایشی در مقابل اف. سی نورنبرگ برگزار کرد. فردای آن بایرن مونیخ مقابل تیم ملی آلمان بازی کرد. این دو بازی افتتاحیه این استادیوم بودند. بلیط‌های هر دو بازی از اوایل مارس ۲۰۰۵ فروخته شده بودند. این آغازی بر کار ورزشگاه بود. این پاتریم میلچرائوم از مونیخ ۱۸۶۰ بود که گل اول در بازی اول را زد و اسم خود را به عنوان اولین گلزن این استادیوم ثبت کرد.

اولین گلزن این استادیوم در بازی‌های رسمی، اوون هارگریوز از بایرن مونیخ بود که در پیروزی ۳-۰ آنها مقابل بوروسیا مونشنگلادباخ در ۵ اوت ۲۰۰۵ آنرا به ثمر رساند. اولین گل تیمهای حریف را تیم دینامو درسدن در بازی ۹ سپتامبر ۲۰۰۵ مقابل مونیخ ۱۸۶۰ به ثمر رساند.

اولین گل رسمی که در این استادیوم مقابل بایرن مونیخ به ثمر رسید، توسط میروسلاو کلوزه از وردربرمن در بازی ۵ نوامبر ۲۰۰۵ بود. آن بازی نهایتا ۳-۱ به نفع بایرن تمام شد.
جام جهانی ۲۰۰۶

این استادیوم از استادیوم‌های جام جهانی بود اما طبق قوانین فینا در طول جام جهانی ۲۰۰۶ نام ورزشگاه “استادیوم مونیخ جام جهانی فیفا” بود.

بازی افتتاحیه جام بین آلمان و کاستاریکا در ساعت شش بعدازظهر روز ژوئیه ۲۰۰۶ در همین ورزشگاه برگزار شد.

جمعا سه بازی گروهی و یک بازی از مرحله یک هشتم نهایی (آلمان ۲-سوئد ۰) و یک بازی از مرحله نیمه نهایی (فرانسه ۱-پرتغال ۰) در این استادیوم برگزار شد.
مشخصات

این استادیوم بر لبه شمالی شوابینگ در زمینهای فروتمانینگ، مونیخ بنا شده‌است و ۶۹۹۰۱ نفر ظرفیت دارد.

نورهای بیرونی ورزشگاه طوری طراحی شده که وقتی بایرن مونیخ بازی دارد ورزشگاه قرمز است، وقتی مونیخ ۱۸۶۰ بازی دارد، آبی است و به هنگام بازی‌های تیم ملی آلمان، سفید است.
پارکینگ

پارکینگ مجموعه بزرگ‌ترین در اروپا است و شامل چهار طبقه و جای ۹۸۰۰ ماشین می‌شود.
ابعاد

(همه اعداد به متر هستند) استادیوم: ۲۵۸ * ۲۲۷ * ۵۰ زمین بازی:۱۰۵ * ۶۸ گاراژ پارکینگ: ۲۷۰ هزار متر مربع
ساختن

ساخت این استادیوم از ۲۱ اکتبر ۲۰۰۲ شروع شد و تا ۳۰ می‌۲۰۰۵ به طول انجامید و ۳۴۰ میلیون یورو خرج برداشت.
مواد استفاده شده

حجم کل مواد استفاده شده برای ساخت استادیوم: ۱۲۰ هزار متر مکعب حجم کل مواد استفاده شده برای ساخت گاراژ پارکینگ: ۸۵ هزار متر مکعب حجم کل فولاد استفاده شده برای ساخت استادیوم: ۲۲ هزار تن حجم کل فولاد استفاده شده برای ساخت گاراژ پارکینگ: ۱۴ هزار تن