بروکسل- آوریل ۲۰۰۶
بروکسل، پایتخت کشور بلژیک با جمعیتی بالغ بر یک میلیون و ۱۹ هزار نفر و ۱۶۳ کیلومتر مربع مساحت، در قلب این کشور قرار دارد.
بروکسل شهری است کهن که در سال ۹۷۹ میلادی بنا شده؛ اما حکایات و روایات گوناگون حاکی از آن است که این شهر در اواخر قرن ۶ میلادی پا به عرصه وجود گذاشته و در پایان قرن ۱۳ میلادی که انقلاب مشروطه بلژیک به وقوع پیوست، بروکسل به شهر پر رونقی مبدل شد.
بروکسل علاوه بر پایتخت کشور بلژیک، پایتخت اتحادیه اروپایی نیز هست و بیش از هزار سال قدمت دارد؛ امروزه نام بروکسل به توده گروه های مشترک یکی از سه منطقه ایالت فدرال بلژیک، پایتخت حکومت پادشاهی و ستاد فرماندهی مرکزی جامعه مشترک فرانسوی و فلمنگی اتلاق می شود.
بروکسلی ها دو زبانه هستند؛ یعنی هلندی زبان و فرانسوی زبان که هر دو این زبان ها را در شهر به رسمیت می شناسند. مدارس نیز یا هلندی یا فرانسوی زبان و خانواده های بلژیکی بسته به زبان رایج در خانه، فرزندان خود را به یکی از این مدارس می فرستند و کودکان زبان دیگر را به عنوان زبان دوم آموخته و با تسلط صحبت می کنند.
نام خیابانها و نشانه های ترافیکی نیز همواره به هر دو زبان نوشته می شود و علاوه بر آن، در هر نقطه ای از شهر که مهاجران سایر کشورها زندگی می کنند، در خیابان ها گفت و گو به سایر زبان ها نیز شنیده می شود. بیشتر این مهاجران در شهر برای خود محله های خاص دارند و اگر دقت کنیم، در این محله ها فرهنگ خاصی نیز رایج است. در میان این مهاجران، از همه بیشتر مراکشی ها به چشم می خورند و سپس ترک ها و عرب ها. بروکسلی ها از مراکشی ها بیشتر از دیگران واهمه دارند؛ چون به طور معمول در خیابان ها برای شهروندان مزاحمت های خطرناکی همچون قتل، جیب بری و… ایجاد می کنند. در عین حال گفته می شود که اگر با آنها به زبان خودشان حرف بزنند، کاری به کار آدم ندارند و به سراغ کس دیگری خواهند رفت !!


خیابان های بروکس غالبا ساکت، خلوت و کم تردد است و حتی شلوغ ترین و پر ترافیک ترین ساعات آن از خلوت ترین ساعات تهران نیز خلوت تر است! بروکسل به نسبت شهری است آرام و به دور از هیاهوی سرسام آور یک زندگی شهری. در خیابان ها کسی بوق نمی زند و پلیس بر سر چهار راه ها و در خیابان ها دیده نمی شود. ترافیک و رفت و آمد در شهر از طریق دوربین های مدار بسته کنترل می شود و این نظم و آرامش برای یک شهروند تهرانی بسیار تعجب برانگیز و خلاف عادات معمولش به نظر می آید؛ به ویژه اینکه برای نخستین بار هم به بروکس آمده باشد.
در شهر همه نوع خودرو از بنز و بی ام و و آئودی گرفته تا گلف و سیلو و ماتیز دیده می شود که همگی سالمند و بدو خط افتادگی؛ بیشتر ماشین ها به سیستم های ماهواره ای GPS برای جهت یابی مجهزند.
بروکسل شهری است توریستی با زمستان های سرد و معتدل و تابستان های خنک و ابری و گهگاه بارانی و مه زده و به همین دلیل هم هوا معمولا عاری از آلاینده های شهری است.
در هیج جای شهر عکسبرداری ممنوع نیست و جهانگردان مجازند از هر گوشه شهر که برایشان جالب باشد، بدون هیچ گونه مجوزی عکس تهیه کنند و کسی آنها را به خاطر عکسبرداری غیر مجاز مواخذه و دوربین آنها را ضبط نمی کند.
سقف ساختمان های شهر- حتی ساختمان های چند طبقه- اکثرا به صورت شیروانی است و چیزی به نام پشت بام کمتر به چشم می خورد. تنها در بخش خاصی از شهر، ساختمان های مدرن به سبک امروزی دیده می شود که کمی با ساختمان های بلند نیویورک قابل مقایسه است.
معماری این شهر به سبک های گوناگونی مانند قرون وسطایی است؛ برخی کلیساها به سبک گوتیک (Gothic) ساخته شده و گاهی هم مطلقا با عمارت های زیبای سبک کلاسیک، مانند ساختمان هایی که دور تا دور میدان شاهنشاهی یا رویال اسکوئر (Royal Square) قرار دارند، مقایسه می شوند.
رویال اسکوئر در بخش مرکزی شهر قرار دارد و در آن قصر شاهنشاهی که در قرن ۱۱ میلادی بنا شده و مجسمه سبز رنگی که متعلق به دوک برابانت است، از نخستین چیزهایی است که توجه بیننده را به خود جلب می کند. قصر پادشاه یا رویال پالس (Royal Palace) یکی از زیباترین عمارت های پایتخت است که درست رو به روی ساختمان مجلس بلژیک قرار دارد و نمادی از سیستم حکومتی سلطنت مشروطه است.
در اروپا سوخت و به ویژه بنزین، به نسبت کشوری مانند ایران بسیار گران است و چیزی در حدود یک یورو و ۵۰ سنت برای هر لیتر بنزین هزینه می شود؛ یعنی نزدیک به دو هزار تومان خودمان. برای همین هم بیشتر شهروندان ترجیح می دهند که با وسایل نقلیه عمومی تردد کنند.
در گیشه های فروش بلیت مترو، مامور فروش وجود ندارد و گیشه ها به صورت دستگاه های خودکار با انداختن سکه های یورو سنت به شهروندان کارت بلیت می دهند. بلیت ها از مبلغ یک یورو و ۵۰ سنت برای سفر یک روزه و دو یورو و بیشتر برای سفرهای چند روزه پیش بینی شده اند که برای اتوبوس ها هم قابل استفاده هستند.
در سالن ورودی ایستگاه مترو، کسی برای کنترل بلیت مسافران وجود ندارد و مسافران خود بلیت را تهیه و در دستگاه های ویژه می زنند. صندلی های واگن مترو به صورت اتوبوسی است و همواره جایی برای نشستن همه وجود دارد. نام ایستگاه ها را یک به یک بر رو نقشه ای بر دیواره سر در داخل واگن ها نوشته اند و پیش از توقف یا پس از آن اعلام نمی شوند.
از مترو تا نزدیک ترین ایستگاه اتوبوس، راه زیادی نیست و گاه تنها کافی است که از چند پله بالا بروید تا از سالن مترو خارج شده و برای سوار شدن به اتوبوس به انتظار بایستید. در ایستگاه اتوبوس علاوه بر تابلوی آن، تابلوی بزرگتری نیز نصب شده که در یک طرف آن زمان بندی رفت و آمد و شرح مسیرهای خطوطی که در آن ایستگاه توقف می کنند، نوشته شده و در طرف دیگر نقشه شهری آن منطقه وجود دارد.
اتوبوس ها همگی دارای نمایشگر LED بوده و مسیر آنها در این نمایشگرها نوشته می شود و این نوشته ها با تغییر مسیر اتوبوس ها، تغییر می کنند و این امر به شهروندان کمک می کند تا هنگام سوار شدن به اتوبوس ها، دچار اشتباه نشوند.
اگر بخواهید تاکسی سوار شوید، باید حتما در ایستگاه هایی که برای تاکسی در نظر گرفته شده است بایستید و هیچ تاکسی خارج از این ایستگاه ها برای سوار و پیاده کردن مسافر توقف نمی کند. کرایه تاکسی ها براساس مسافت محاسبه می شود و حداق آن پنج یورو است.
نکته ای که در اینجا بسیار جالب توجه است اینکه، رانندگان تاکسی هرگز دو نفر را که با هم آشنایی یا نسبتی ندارند، همزمان در اتومبیل خود سوار نمی کنند و این به خاطر حفظ امنیت و رعایت حقوق شهروندان است.
در بروکسل مانند بسیاری دیگر از شهرهای اروپا علاوه بر اتوبوس، تاکسی و مترو، قطارهای روزمینییا تراموا به جا به جایی شهروندان کمک می کنند.
ریل های ترامواها به صورت خراشی در سطح هستند که ترامواهای زرد رنگ برقی روی آنها عبور می کنند. وجود این ریل های بسیار باریک البته هیچ مزاحمتی برای تردد رانندگان خودروها ایجاد نمی کند و همه به آسانی می توانند در همان مسیر و بر روی ریل ها رانندگی کنند.
در واگن ترامواها صندلی ها به همان صورت که در واگن های متروی تهران دیده می شود، طراحی شده اند؛ یعنی دو ردیف راهرویی رو به روی هم. کارت بلیت تراموا را باید از دکه های ویژه یا روزنامه فروشی ها تهیه کرد.
قلب بروکسل گراند پلاس (Gran Place) یا گروته مارکت (Grote Markt) نام دارد که گاه به آن مارکت پلاس هم می گویند. این مکان در حقیقت، نمادی است که شهر با آن شناخته می شود و تقریبا توریستی ترین بخش شهر به شمار می آید. دور تا دور این محل که به صورت یک میدان بزرگ است، مغازه های قدیمی و عمارت های باشکوهی قرار دارند.
این میدان یکی از زیباترین میادین شهری در اروپا به شمار می رود و در همه روزهای سال، مملو از توریست هایی است که از مسافت های دور و نزدیک به بروکسل می آیند و هیچ جهانگردی فرصت گشت و گذار در این میدان و کوچه و پس کوچه هایش را از دست نمی دهد. در گوشه ای از همین میدان یک نقاش ایرانی به همراه تابلوهایش نیز به چشم می خورد.
گراند پلاس در شب های تابستان و به ویژه در فاصله ماه های آوریل تا سپتامبر که هوا دلپذیرتر می شود، محل اجتماع مردم بروکسل و جهانگردانی است که تقریبا هر شب دور میدان حلقه می زنند. در این شب ها میدان و ساختمان های اطراف آن، بین ساعات ۳۰/۹ تا ۳۰/۱۱ شب برای اجرای موسیقی کلاسیک چراغانی می شوند. جذابیت گراند پلاس تا آنجاست که دختر فیلیپ دوم اسپانیا، پس از بازدید از آن در سپتامبر سال ۱۵۹۹ می نویسد: «من هرگز جایی بدین زیبایی و باشکوهی ندیده ام؛ جایی که بلندترین برج شهر سر به فلک کشیده و شکل ساختمان ها بسیار فوق العاده است.»
مجسمه معروف منه کین پیس (Manneken- Pis) در نزدیکی گران پلاس و در بالای حوضچه ای کوچک، یکی از جاذبه های توریستی این میدان به ویژه برای جهانگردان آسیایی است. منه کین پیس مجسمه کوچکی از یک پسر بچه عریان است و کسی به درستی نمی داند که این مجسمه چگونه و چرا در این مکان بدین صورت قرار گرفته است.
منه کین پیس در اصل مجسمه ای عریان است؛ اما بیشتر مردم نمی دانند که گاهی با لباس های گوناگون و با توجه به مناسبت های روزمره پوشانیده می شوند و دارای بیش از پانصد دست لباس است!
درباره این مجسمه افسانه های گوناگونی وجود دارد که براساس یکی از آنها، در زمانهای دور پسربچه شیطانی در پشت خانه جادوگری ادرار می کرده و جادوگر خشمگین از دست وی به ستوه آمده و او را به مجسمه تبدیل می کند و در بالای همین حوضچه می گذارد.
در افسانه دیگر هم آمده که پدری پسر کوچکش را چند روزی گم می کند و در آخر او را در محل فعلی می یابد که به مجسمه تبدیل شده است.
آنچه مسلم است از قرن ۱۵ میلادی این حوضچه را با نام منه کین پیس می خوانند و در طول جنگ های متعدد در بلژیک، این مجسمه برنزی را پنهان می کردند تا از گزند بمب ها و سایر آسیب های احتمالی در امان بماند همچنین منه کین پیس بارها توسط سربازان دشمن و متجاوزان به سرقت رفته است.
هنگام ورود به گران پلاس، از یکی از هفت سوی خیابان چشم ها به طرف عمارت سر به فلک کشیده تاون هال (Town Hall) می گردد. معماری این عمارت که بیشتر به کلیسا می ماند، به سبک گوتیک است و ایجاد بنایی به این سبک، نمادی از قدرت رو به رشد بروکسل به عنوان پایتخت سلسله برابانت است. تا پایان قرن ۱۴ میلادی، چند خانه چوبی و مسافرخانه های کوچک در جایی که هم اکنون این بنا ساخته شده قرار داشتند. سپس شهرداری در راستای توسعه شهر، این خانه ها را یکی یکی به تدریج خریداری و با تخریب آنها عمارت تاون هال را بنا کرد.
این بنا دارای دو سقف شیروانی مانند در چپ و راست و یک مناره بلند در وسط آنهاست و سنگ بنای آن در اصل، در بهار سال ۱۴۰۳ میلادی گذاشته شده است. معمار اولیه این بنا را فردی به نام «جاکوب ون تینن» (Jacob Van Thienen) می دانند که تا سال ۱۴۰۵ میلادی بخش چپ آن را تکمیل کرد و تا سال ۱۴۹۹ ساخت بخش راست آن به طول انجامید. آنچه امروز به صورت تاون هال فعلی دیده می شود، توسط «جان ون رایس برونک» (Jan Van Rysbroueck) تکمیل شده است.
بروکسل دارای موزه های متنوعی است؛ از جمله موزه هنرهای سنتی و مدرن، موزه علوم طبیعی، موزه ارتش، موزه هنر و تاریخ، موزه معماری نوین، موزه آلبوم، موزه کمیک استریپ، موزه شهر و موزه ادوات موسیقی که ساختمانی هفت طبقه است.
از دیگر دیدنی های بروکسل، اتمی یوم (Athomium) است که از سال ۱۹۸۵ آن را به عنوان بنای یادبود و برج ایفل بروکسل می شناسند. این بنا در حقیقت، نشانگر مفهوم اتم بوده و نمادی است از کریستال آهنی با نه اتم که ۱۵۰ بیلیون بار بزرگتر شده و نمایانگر صنعت آهن و فلز و قدرت اتم است.
طراح این اثر، آندره واتر کین (Andre Water Keyn) بوده و طراحی آن ۱۸ ماه و ساخت آن ۱۸ ماه (جمعا ۳۶ ماه) طول کشیده است. این بنا روکشی از آلومینیوم و دو هزار و ۴۰۰ تن (۴۰۰/۲ تن) وزن دارد. ارتفاع آن نیز ۱۰۳ متر بوده و ضخامت هرگوی آن ۱۸ متر است و هریک از این گوی ها به منظوری مورد استفاده قرار می گیرند و بازدیدکنندگان به وسیله آسانسوری به بالای گوی های این بنا می روند.
بروکسل جاهای دیدنی دیگری هم مانند مونتز دس ارتز(The Monts Des Arts) و چندین کلیسای معروف و ممتاز دارد که جهانگردان می کوشند تا فرصت بازدید از آنها را از دست ندهند.
مردمان بلژیک و به ویژه بروکسلی ها، مردمی آرام و مهربان هستند و اگر زمانی در شهر گم یا از مسیر خود منحرف شوید، به شما کمک می کنند تا مسیر درست را پیدا کنید که این ویژگی اخلاقی و برخورد خوب و مودبانه آنان به ویژه با جهانگردان به چشم یک ایرانی کاملا مطلوب و پسندیده است.